سلام به بچه ها
خوبین؟
ببخشید من یه مدت نتونستم اپ کنم شرمنده اخه تو دانشگاه خیلی سرم شولوغه
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 10:11 قبل از ظهر توسط صائب |
سلام به همه ی دوستان . بعضی از سایت ها در قسمت پیوند ها فیلتر شدن که برای باز کردن انها می توانید از فیلتر شکن های موجود در وبلاگ استفاده کنید در ضمن تمام فیلتر شکن ها عمل می کنند و دارای اعتبار رسمی لز وزارت ارشاد می باشند![]()
![]()
![]()
قربانتان گلادیاتور![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 9:18 بعد از ظهر توسط صائب |
اگر مي توانستم مجازاتت کنم از تو مي خواستم به اندازه اي که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشي قانون 10 ارشمیدس : اگه زیر آب گوزیدی و دیدی حباب تشکیل نشد بدان ریدی ديشب خوابتو ديدم... با موتور زدم ب بردم چالت کردم. ديدم از قبرت نور مياد! خوب نگاه کردم ديدم چراغ موتور تو ...نت گير کرده
کاش کسی تو دلمون پا نميذاشت... کاش اگه پا ميزاشت دلمون رو تنها نميذاشت... کاش اگه تنها ميذاشت رد پاش رو روی دلمون جا نميزاشت
از یارو مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن ؟ ميگه : آخه پياده خيلي راهه
زباله ها را به موقع جلوي در بگذاريد،با رفتگرها با احترام و محبت برخورد کنيد،ماهيانه و عيدي آن ها را به موقع پرداخت کنيد...اين جا ايران است...ممکن است يکي از همين ها فردا رئيس جمهور شود
من دلم می خواهد با طلوع خورشید، جای هر قطره ی شبنم،روی هرگلبرگی بنویسم،دوستت میدارم
زندگی دوچیز بیشتر نیست: یا مرگ آرزو ... یا آرزوی مرگ
اگر مشکلي داري، به دليل طرز فکر توست و تنها راهي که مي تواني مشکل ات را براي هميشه حل کني، اين است که طرز فکرت را تغيير دهي. وين داير
هر کسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خيالم که همه کار و کسم شد. اون که عاشقانه خنديد خنده هاي من دزديد زير چشمه مهربوني خواب يک توطءيه ميديد
به دليل سردرگمي هموطنان رشتي روز پدر يک هفته تمديد شد
مراسم تشييع جنازه مادر نرگس ، امروز بعد از نماز ظهر برگذار ميگردد با حضور خود مشت محكمي به دهان آقاي شوكت بزنيد
امروز صبح كه خدا پنجره ي بهشتو باز كرد منو ديد ازم پرسيد امروز چه آرزويي داري؟؟ گفتم خدايا هميشه مواظب اوني كه الان داره اين نوشته رو ميخونه باش چون برام خيلي عزيزه
حقيقت انسان به آن چه اظهار ميکند نيست بلکه حقيقت او نهفته در آن چيزي است که از اظهار آن عاجز است بنابراين اگر خواستي او را بشناسي نه به گفته هايش بلکه به ناگفته هايش گوش فرا بسپار
نازم به ناز آن کس که ننازد به ناز خويش ، ما را به ناز فروشان نياز نيست تا خدا بنده نواز است به بنده چه نياز است
سالها بود تو را ميكردم * همه شب تا به سحرگاه دعا
@ياد داري كه بمن ميدادى * درس آزادگى و مهر و وفا ؟
همه كردند چرا من نكنم * وصف روي گل زيباى تورا ؟
تا ته دسته فرو خواهم كرد * خنجر خود به گلوگاه نگاه
تو اگر خم نشوى تو نرود * قد رعناى تو از اين درگاه
صد بار قسم خوردم كه نام تو رو بر زبان نياورم
.@ولي افسوس قسم هم نام تو بود
وقتي سينتو چنگ ميزنم وقتي رونتو گاز ميگيرم وقتي گردنتو ليس ميزنم اوه مرغ كنتاكي فراموشت نميكنم
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 3:55 بعد از ظهر توسط صائب |
http://www.zendproxy.com/day/index.php http://www.proxiezone.com/cindex.php http://www.hidemybrowsing.com/ http://www.goanony.com/index.html
+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 5:15 بعد از ظهر توسط صائب |

+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 3:54 بعد از ظهر توسط صائب |

+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 3:31 بعد از ظهر توسط صائب |
غریبه اگه بدونی چقدر دوستت دارم هیچ وقت با من این کارو نمیکردی...![]()
![]()
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 12:56 بعد از ظهر توسط صائب |
_____*#######*
___*##########*
__*##############
__################
_##################_________*###### ##
_##################_______*###########
__##################_____*#############
___#################*__################
____##################################
______############دیوانه عاشق ############
_______#############################
________###########################
__________########################
___________*#####################
____________*##################
_____________*###############
_______________#############
________________##########
________________*########
_________________######
__________________####
__________________###
___________________#
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 12:47 بعد از ظهر توسط صائب |
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 12:43 بعد از ظهر توسط صائب |
من دیگه خسته شدم بسکه چشام بارونیه پس دلـــــــــم تا كي فضاي غصه رو مهمونيه من ديگه بســــــــــــــه برام تحمل اين همه غم بســــــــــــــــه جنگ بي ثمر براي هر زياد و كم وقتی فایده ای نداره غصه خوردن واسه چی واسه عشقای تو خالی ساده مردن واسه چی نمی خوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم نمي خواهم گــناه بي عشقي بيقته گردنم همه حرف خوب می زنن اما کی خوبه این وسط بد و خوبش به شمـــــــا ما که رسیدیم ته خط قربونت برم خدا چقدر غـــــــــريبي رو زمين اره دنيا ما نخواستيم دلــــــــو با خودت نبين این همه چرخیدی و چرخوندی اخرش که چی اون بلیط شانس دائم بگو قسمت کی شد همه درویش همه عارف جای عاشق پس کجاست این همه صلسم و ورد جای خوش دعا کجاست نمیخوام در بدر پیچ و خم این جاده شم واسه اتيــــــــــش همه يه هيزم آماده شم يا يه مـــــــــــــــــوجود كم و خالي پر افاده شم وایسا دنیا وایسا دنیا من می خواهم پیاده شم
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 12:42 بعد از ظهر توسط صائب |
دلم خیلی گرفته دوست دارم از دلم بنویسم
قلم و کاغذ میارم اما...
اما...
با هر واژه که به روی کاغذ میارم صدایی ساییدن استخوانم وصدای خراشیده شدن پوستم با تهی شدن قلبم به گوش می رسد
خوب که می نگرم در میابم که با قلمی از استخوانم با جوهری از خون دلم بر روی پوستم می نویسم ...
نمی دانم چه باید کرد در همه حال خودآزاری است
چه گفتن و چه سکوت.....
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 12:36 بعد از ظهر توسط صائب |
+ نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت 10:47 بعد از ظهر توسط صائب |
اول به نام عشق...... دوم به نام تو ....... سوم به ياد مرگ ...... بر لوح شيشه ای قلبت بنويس يا تو و عشق , يا من , مرگ...............
+ نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت 10:37 بعد از ظهر توسط صائب |
+ نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت 4:27 بعد از ظهر توسط صائب |

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت 4:7 بعد از ظهر توسط صائب |
http://www.haraji.org/map_tehran.htm
اینم یک سایت که با اون میتونی هر جای تهران را که خواستی ببینی در واقع یه نقشه ی خیلی توپ از تهران با زوم بالا برو حااااا....ل کن
+ نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت 4:2 بعد از ظهر توسط صائب |
___*@@@@@@@@@@*زندگی با عشق معنا پیدا می کند ![]()
__*@@@@@@@@@@@@@@
__@@@@@@@@@@@@@@@@
_@@@@@@@@@@@@@@@@@@_________*@@@@@*
__@@@@@@@@@@@@@@@@@@_____*@@@@@@@@@@
__@@@@@@@@@@@@@@@@@@___*@@@@@@@@@@@@@
___@@@@@@@@@@@@@@@@@*_@@@@@@@@@@@@@@@*
____@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@*
______@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
_______@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
________*@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
__________@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
___________*@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
____________*@@@@@@@@@@@@@@@@@@
_____________*@@@@@@@@@@@@@@@
_______________@@@@@@@@@@@@@
________________@@@@@@@@@@
________________*@@@@@@@*
_________________@@@@@@
__________________@@@@
__________________@@@
___________________@
+ نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت 3:58 بعد از ظهر توسط صائب |
قایق محبت حتی بر کوه صعود می کند. (چینی) احمق چون نمی داند چطور راه برود ، داد می زند که راه ناهموار است. (هندی) انسان صد سال زندگی می کند، اما غصه هزار سال را می خورد. (چینی) پزشک باید سال خورده و قاضی باید جوان باشد. ( برمه ای) اگر حق زیردستت را ندهی ، او حق خود را به زور خواهد گرفت. (هلندی) حسابهای کهنه ، جدالهای جدید به وجود می آورند. (فرانسوی) اعمال نیک را روی سنگ ثبت کن و اعمال بد را روی برف. ( استونی) یک گنجشک در دست، بهتر از هزار ÷رنده در هواست. (عربی ) شوخی مقدمه دعواست . (مصری) تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب انتخاب کن. ( چینی) کسی که قهر زنبور را نکشیده، قدر عسل را نمی داند. ( آذربایجانی) عروس رقص بلد نبود ، بهانه اورد که اتاق کج است. ( عربی ) رازت را اگر به مرد کر بسپاری ، به سخن گفتن خواهد پرداخت. ( روسی) از دست تا دهان راه دراز است. ( یوگسلاوی ) زنبوری که نیش ندارد، عسل نمی سازد. ( هلندی ) آنچه خک نمی شود ، می شکند. ( استونی)
+ نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت 3:56 بعد از ظهر توسط صائب |
همه چیز درباره یانگوم (بازیگر سریال جواهری در قصر ) لی یانگ ا متولد ۳۱ ژانویه ۱۹۷۱ در سئول هنرمند معروف کره جنوبی است که طرفداران زیادی در کشورهای مختلف دارد مخصوصا در شرق و کشورهای جنوبی آسیا .
زمانی که به عنوان مدل در تلویزیون ظاهر شد لقب بانوی اکسیژن را کسب کرد . در سال های اخیر او به عنوان دختر دوست داشتنی و به خاطر چهره فرشته گونه اش قلب خیلی از طرفدارن را تسخیر کرده است . محبوبیت او در کشورهای آسیای شرقی به خاطر ایفای نقش در درام محبوب کره ای در نقش یانگوم بسیار افزایش یافت.
این درام آن قدر موفق بود که بسیاری از کشورها پس از پایان مجموعه آن را دوباره به صورت خلاصه پخش کردند .
در هنگ کنگ زمان پخش قسمت آخر سریال نصف جمعیت هنگ کنگ در منزل بودند فقط برای تماشای این سریال !
در چین ملیون ها بیننده سریال را میدیدند حتی اگر زمان پخش آن نصف شب بود . بعد از آن " لی یانگ ا " دعوت به بازدید از هنگ کنگ ، سنگاپور ، تایوان ،چین و ژاپن شد .
در ۱۲ سال اخیر برای اولین بار ازدحام جمعیت شگفت انگیز بود . در چین مدرسه ای بعد از اهدای مدرک خلبانی به لی نام خود را به مدرسه ابتدایی لی یانگ ا تغییر داد .
دومین خط هوایی کره جنوبی یعنی ایژیانا برای ترویج و تبلیخ این سریال چهار نقاشی از پرتره لی در سریال تهیه و در بدنه هواپیمایش به نمایش گذاشت .
او در زندگی نامه اش به نام " عهد لی یانگ" در سال ۲۰۰۶ راجع به این که چگونه بازیگر شده است صحبت کرد .
او به یاد آورد که چگونه همکاری اش با اندی لو در سال ۱۹۹۱ برای تبلیغ شکلات باعث ورود او به کار صحنه شد .
در سال ۱۹۹۵ لی تصمیم گرفت برای یادگیری اصول بازیگری به مدرسه حرفه ای برود . از آن پس او برنامه ایفای نقش در کاراکترهای مختلف را تغییر نداد . مانند کاراکترش در سریال جواهری در قصر ( یانگوم ) و بعد از آن نقش بسیار متفاوت در فیلم "همراهی با بانوی انتقام" .
او گفت چیزی که نمی خواهد هیچ وقت آن را از دست بدهد بازی از ته قلبش است . لی جایزه بهترین بازیگر زن را از جشنواره فیلم اژدهای آبی در سال ۲۰۰۵ و Beaksang Art Awards در سال ۲۰۰۶ برای فیلم "همراهی با بانوی انتقام"به دست آورد .
در سال ۲۰۰۶ قراردادی دو ساله با کمپانی LG که کمپانی کره ای محصولات الکترونیکی است بست که مدل تبلیغاتی برای تمام محصولات الکترونیکی LG باشد . ضمن بستن این قراردادها او تورهایی ترویجی را به کشورهای آسیایی برگزار خواهد کرد .
+ نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت 3:52 بعد از ظهر توسط صائب |








+ نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت 3:51 بعد از ظهر توسط صائب |
ببخشید که تا الان نتونستم وبلاگم را اپ کنم چون کنکور داشتم ولی از این به بعد حسابی بهش میرسم قول...![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت 3:45 بعد از ظهر توسط صائب |
خیلی نامردین نظر نمیدین پس منم با شما قهرم![]()
+ نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 11:57 قبل از ظهر توسط صائب |

+ نوشته شده در جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 11:31 بعد از ظهر توسط صائب |
شما ميتوانيد با موبايلتون هر چندتا خواستيد تلفن بزنيد و هزينه ها را به حساب يه نفر ديگه بزاريد
خيلي با حال نه؟ براي اينكار بايد يه كارهايي انجام بدين به اين صورت : اول موبايل اون شخصي را كه
مي خواهيد هزينه ها را بپردازد بر داريد و شماره اي را كه ميخواهيد هزينه اش برداشته بشه را بگيريد
البته قبلش يك + يا 90+ اضافه كنيد مثلاْ به اين صورت :09133107777+ كه در نتيجه ديگه هزينه به
صورت حساب اين شماره اضافه نميشه و همش ميره به حساب كسي كه شما اين شماره را با
موبايلش گرفتيد البته اين كار با دزدي فرقي نداره اما صد در صد جواب ميده و خود مخابرات هم اعلام
كرده که همچنان راهي براي اين مشكل پيدا نكردن ! پس از امروز موبايلتون رو دست همه کس ندين !
در اين روش هر وقت فيش مو بايلتون از حد معمول بيشتر شد بريد و پرينت اونو از مخابرات بخواين و
وقتي پرينت رو گرفتين ببينين قسمت (بدهکار) و (بستانکار) موبايلتون با هم برابره يا نه اگه با هم برابر
نبود مسبب اونو حلال کنينا که اون دنيا ديگه نمک گيرتون نشه!
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 2:44 بعد از ظهر توسط صائب |

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 2:41 بعد از ظهر توسط صائب |
يه روز يه رشتیه به رفيقش ميگه: خاك بر سر بي غيرتت كنن، زنم خالكوبي عكس خواهرتو روي كير عباس آقا ديده! . . . . . .
.
.
.
به ترکه ميگن: بابا شدي! ميگه: پس به زنم نگيد ميخوام سورپرايزش كنم!
ترك مربي فوتبال ميشه شماره 10 رومياره بيرون دوتا 5 ميفرسته داخل!
.
.
.
تو اردبیل فیلم شام اخر می زاره همه با قابلمه ميآرن سینما!!!
.
.
.
یه ترکه سرشو بدون اینکه خیس کنه داشته شامپو می زده می گن چرا اینطوری می کنی ؟ میگه اخه رو شامپو نوشته مخصوص موهای خشک!!!!!!!!
.
.
.
به بنیامین می گن:چطوری خودت رو ارضا می کنی؟می گه:چشمامو رو هم می ذارموووووووووو /تو رو یه یادم می یارمووووووووو..........
.
.
.
ترکه داشته فیلم سوپر نگاه می کرده زنش می یاد هول می شه می گه:خانوم بیا ببین با این فلسطینی ها چکار می کنن!!!!!!!
ترکه افسر راهنمايي رانندگي ميشه، يه روز به يه ماشين گلف قرمز رنگ تو خيابون گير ميده و موقع حرکت هي با بلندگو داد ميزنکه " آهاي پرايد نوک مدادي بزن کنار کارت دارم" ... هرچي ترکه بيشتر داد ميزد ماشينه بيشتر دور ميشد . آخر ترکه از فرط عصبانيت با شدت هر چه تمام الگانس رو ميکونه به ماشينه .... و بعد تصادف وقتي پياده ميشه بدو بدو ميره يقه يارو رو ميگيره و ميگه " مرتيکه خر مگه نميگم پرايد نوک مدادي بزن کنار؟ مگه کري؟" يارو هم ميگه اولا اين ماشين نوک مدادي نيست و قرمزه ... ترکه ميگه " خوب نوک مداد گرمزه ديگه " ... يارو گفت دوما اين ماشين که اصلا پرايد نيست ... گلفه .... ترکه هم گفت " خوب گلفه(قفله) که گلفه (قفله) از پنجرش بيا بيرون " !!!
.
.
.
يه بار يه بسيجي قرص ايکس ميزنه ميره تو خيابون به يه دختري مي گه افتخار مي دي دو رکعت نماز با هم بخونيم.
.
.
.
يه بار يه شيخ ايکس ميزنه تو قنوت نماز ميگه:ربنا اتنا في ددددنيا ديگه متل تو نداره.
.
.
.
يه تهروني توي قزوين راه ميره که يهو يه اسکناس 1000 توماني پيدا ميکنه زرنگي به خرج ميده تا يه کوچه اونو با پا ميبره مي خواد ورش داره دست به کونش ميبرن بلند ميشه نگاه مي کنه کسي نيست تعجب مي کنه به تابلوي کوچه که نگاه ميکنه ميبينه که نوشته شده کوچه ي شهيد دست غيب!!!!
.
.
.
ترکه مي گه : مي گن تو سربازي ادم يا خراب مي شه يا سيگاري خدارو شکر ما که سيگاري نشديم
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 11:28 قبل از ظهر توسط صائب |
کاش زن هم مثل پول بود ..... !!! نجار: کسمیخ شاعر: کسشعر نقاش: کسکش سقراط:کسینوس شما:کسخل !!!!!.............Loading............!!!!! !!!!!.............ERROR............!!!!!! رمز را اشتباه وارد کرده اید شما وارد کونم شده اید....!!!! دختره هم که خيلی حاضر جواب بوده ميگه من به تو لب نميدم تا کونت بسوزه با آتش اون سيگارت رو روشنش کنی.
یه دونه چهل ساله میدادی...... دو تا بیست ساله میگرفتی....!!!!
.
.
.
حاصل ازدواج جنیفرلوپز با ......
.
.
.
از رشتیه می پرسن سخت ترین سوال کنکور چی بود؟........... میگه: نام پدر....!!!!!
.
.
.
رمز را وارد کنید وارد قلبم شوید..........
.
.
.
جنیفرلوپز امسال کونشو بیمه نکرد......!!!..... چون تازه فهمیده هر کس از عقب بزنه
مقصره..!!!
.
.
.
تر كه با دوست دخترش ميره بيرون يه دفه پدر دختره از راه ميرسه
مي گه: شما چه غلطي مي كنين. تر كه مي گه : به تو چه مربوطه خواهرمه
.
.
.
یه ترکه بازرس اداره تعزیرات بوده بعد از بازدید از یه کارخونه یخ سازی دره کارخونه رو میبنده.ازش می پرسن چرا دره کارخونه رو بستی؟میگه آخه آب قاطی یخاش میکرد.
.
.
.
رشتيه ميره خونه ميبينه يه سياهه داره زنش رو ميكنه. داد ميزنه: دربيار!، دربيار! يارو در مياره. رشتيه ميگه: اَه اَه! حالم بهم خورد، بكن تو! بكن تو!
.
.
.
به یک مدیر باسابقه مدریت با تسلط به زبانهای فرنج جرمن و اشنایی کامل به کامپیوتر و برنامه های فتوشاپ برنامه نویسی ,طراحی وب و..........
جهت کار در ساندویجی نیازمندیم!!
.
.
.
یه کلوچه می ره قزوین می شه پیراشکي
.
.
.
رشتي از زنش ميپرسه: تا حالا بغل چند نفر خوابيدي؟
زنش ميگه:يكي بغل تو،يكي بغل بابام، يكي بغل مامانم
بغل بقيه تا صبح بيدار بودم
.
.
.
به رشتیه می گن پسر حسن آقا ترتیب زنتو داده !! می گه : اوووو... ماشاالله چه بزرگ شده
.
.
.
پسر تهرونيه به مامانش ميگه: ماماني، ديروز كه تو خونه نبودي، خاله مهري اومد پيش ما و بعدش با باباجون رفتن تو اتاق خواب و... مامانش ميپره وسط حرفش ميگه، واستا... بقيشو بگذار شب كه باباجون اومد واسه هردومون تعريف كن. خلاصه شب ميشه و تهرونيه مياد خونه و شب سرِ شام مامانه به پسره ميگه: خوب، ديروز خاله مهري و باباجون رفتن تو اتاق خواب و بعد چي شد؟ پسره ميگه: آره.. بعدش همون كاري رو كردن كه هميشه وقتي باباجون نيست تو و عمو نادر با هم ميكنين!!!
.
.
.
مامور سر شماری ميره در خونه رشتيه واسه آمار در ميزنه خانم درو باز ميکنه مآموره ضمن معرفی خودش سوالاتشو مطرح ميکنه . خانم ميگه والله شوهرم که ۸ سال پيش عمرشو داد به شما من موندم و ۳ تا بچه ۲ ؛ ۴ ؛ و ۶ ساله مأموره باتعجب ميگه اگه شوهرت ۸ سال پيش مرده تو چه جوری بچه های ۲ ؛ ۴ ؛ ۶ ساله ......... زنه رشتيه ميگه بابا تو چقد خنگی شوهرم مرده خودم که نمردم
.
.
.
يک پسره سيگاری داشته تو پارک میرفته چشمش به يک دختری ميفته ميره بهش ميگه: خانوم ميشه يه بوسه به من بديه تا با آتش اون سيگارم رو روشنش کنم.
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 11:23 قبل از ظهر توسط صائب |
![]()
من نظر میخوام![]()
![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 10:52 قبل از ظهر توسط صائب |
قزوينيه ميگه: رفيق اگه رفيق باشه ببم، آدم منت زنشو نميكشه. به كرده ميگن: ساعت داري؟ ميگه: ساعت چيه مرد بايد خا... داشته باشه. تركه ميفته تو جوب، سند ميگذاره مياد بيرون. خب، مث اينكه كار داره به جاهاي باريك ميكشه! از دوستاني كه لطف دارن و پيغامهاي باحال! از نوع انساندوستانه! ميدن خواهش ميكنم اولين پست اين بلاگ رو بخونن. قربون همتون. راستي هنوز بازار لينك داغ نشده ها!
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 1:26 بعد از ظهر توسط صائب |
پيشنويس: به رشتيه ميگن: شورت زنت چه رنگيه؟ ميگه: حميد؟!؟! به تركه ميگن: با هندونه جمله بساز. ميگه: هندونه كه بغل پاكستانه؟ لره دیش ماهوارشو میذاره روی پشت بوم، روش مینویسه: کولر به ترکه میگن: با شیشه یه جمله بساز. میگه: ساعت یک ربع به شیشه. سه تا پیرزن میرن میوه فروشی، میگن: آقا 4تا موز بده. طرف میگه: خانم شما که سه نفرید؟ میگن: آخه یکیشو میخوایم بخوریم. رشتيه به زنش ميگه: خانوم جان راستشو بگو، تا حالا چند نفر پيشت خوابيدن؟ زنش ميگه: به جان تو فقط خودت، بقيه همشون بيدار بودن. اصل مطلب: يه عارف قزويني ميگه: تا "اميد" هست، "آرزو" نخواهم كرد. از تركه ميپرسن: قبله كدوم طرفه؟ ميگه: كجا بهتون آدرس دادن؟ قزوينيه برنج تبرك ميخره، درشو وا ميكنه، ميگه: پس حميد كو؟ اون چيه كه درازه، از جاش تكون نميخوره، سيخه و هي تف ميكنه؟ درسته، علي داييه. يه توضيح كوچولو: من يه ايرانيم، آذري و شمالي و جنوبي و كرد و لر و بلوچ ايراني رو هم به يه اندازه دوست دارم. اينكه يه موقع بعضي جوكها به قوم خاصي نسبت داده ميشه، تقصير من نيست. سعي كردم كه شخصيت جوك، گمنام باشه، اما آمار اعتراضها بيشتر از الان بود كه ميگن چرا واسه تركها جوك مينويسي. چارهاي نيست، نميشه همه رو راضي نگه داشت. پس لطفا هر كسي با فيلتر خودش، جوكها رو بخونه. اگه كسي هم رنجيده، شرمندهام... اينارم بروبچ حال دادن: علي: از تركه ميپرسن: چرا اسم اين خيابون ولي عصره؟ ميگه: چون صبح خبري نيست، ظهر هم خبري نيست، ولي عصر! سوزانا: شعار ترکها در تظاهرات اخير: وای به روزی که بفهميم چی شد. مژگان: ميدونی به ماتيزی که توش ۵ تا دختر باشه، چی میگن؟ میگن: کمپوت هلو. عسل : شباهت پيرزن با پياز: دوتاشون وقتی لخت ميشن اشکت در مياد. آرش: دكترا گفتن سير خيلي خواص دارد پس بهتره زنا به شوهرانشون سير بدن. آفتاب: يه روز يه لره م ي گ و ز ه يه متر میپره هوا، ميگن: چی شد؟ ميگه: تو دنده بود. ايكس من: تهرانیه به ترکه ميگه: من اگه من خواهر و مادرت رو ... فاميل ميشيم؟ ترکه ميگه: فاميل كه نه، ولی بیحساب ميشيم.
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 1:24 بعد از ظهر توسط صائب |